قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1073
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال هشتاد و يكم از رحلت خير البشر در اين سال قتيبة بن مسلم به غزاى شومان ، كشّ ، و نخشب رفت . منشأ اين آن بود كه علمشاه ، ملك شومان ، عامل قتيبه را از آن نواحى بيرون كرد و مالى كه هر ساله مىداد بازداشت . قتيبه عياض تميمى را با مردى « 1 » ديگر از خراسان پيش علمشاه فرستاد تا او را نصيحت نموده از تمرّد و عصيان بازدارند . چون ايشان به در شهر شومان رسيدند جمعى از مردم علمشاه بيرون آمده ايشان را از درآمدن به شهر مانع شدند . پس آن خراسانى بازگشت و عياض تميمى به جنگ درايستاد تا كشته شد . چون اين خبر به قتيبه رسيد در ساعت از مرو متوجه شومان شد . علمشاه شهر را مضبوط ساخته شروع در جنگ كرد . قتيبه فرمود تا منجنيقها تعبيه كردند . القصّه ، چند روز در ميانهء ايشان جنگ بود . آخر علمشاه دانست كه خطا كرده و تاب مقاومت ندارد ، بنابراين هر چه از زر و سيم و جواهر داشت همه را در زمين كرده و خود با جمعى از خواص خود بيرون آمده چندان جنگ كرد كه كشته شد . مسلمانان از آن قلعه غنايم بسيار به دست آوردند . چون قتيبه فتح شومان كرد عبد الرحمن را فرمود تا به سر ملك سغد ، طرخون ، رود كه از او نيز اخبار تمرّد و عصيان به گوش مىرسيد . عبد الرحمن به موجب حكم عمل كرده متوجّه جانب سغد شد . چون طرخون از اين معنى خبر يافت بسيار ترسيد . بنابراين يكى از مردمان معتمد خود را با مالى كه هر ساله مىداد پيش عبد الرحمن فرستاد و اظهار اطاعت و انقياد نمود . عبد الرحمن بازگشته نزد برادر خود قتيبه آمد و به اتّفاق باز به مرو مراجعت نمودند .
--> ( 1 ) . م : جمعى .